اگر کتابهای میلان کوندرا را خواندهباشید، بهار پراگ را میشناسید. پس از پایان جنگ جهانی، شکست آلمان و رهایی از آلمان هیتلری، چکسلواکی کمونیست شد و به اردوی شوروی پیوست. از آن زمان حزب کمونیست چکسلواکی حکومت را در دست گرفت. ده سال بعد، در دههی 50 میلادی، کمونیستهای چکسلواکی تغییر کردند. گروه اصلاحطلبی در میان کمونیستها پیدا شد و کمکم قدرت را در دست گرفت. در سالهای 1960، کمکم چهرهی حکومت نرمتر و نرمتر میشد. آزادیها بیشتر میشد و انتقاد از حکومت آزادانه صورت میگرفت. کمونیستهای چکسلواکی مدعی شدند که قصد دارند «سوسیالیسم با چهرهی انسانی» را به دنیا معرفی کنند ... میتوانید امید یک را ملت را به تغییر، پیشرفت و سعادتمندی تصور کنید؟
و امید، ناامید شد. شوروی، که خود را صاحب تمام کشورهای کمونیست میدانست تحمل نکرد.
پيچيده در شولای تاريکی شبيخون زدند...
ساعتی مانده به بيستمين روز ماه اوت ۱۹۶۸ به وقت محلی، يک و نيم بامداد ۳۰ مرداد ۱۳۴۷ نزديک به دويست هزار سرباز تا بن ِ دندان مسلح، از پنج کشور بلوک شرق، کشورهای پشت پرده آهنين کمونيسم، به رهبری اتحاد جمهوريهای شوروی، کشور کوچک چکسلواکی را زير پاشنه پوتينها و شنی تانکها در هم کوبيدند.
در برابر آنها مقاومتی نشد. چکها و اسلواکها نيک ميدانستند که در برابر اين خيل عظيم مهاجم مقاومت بيهوده است. سپيده که دميد، سراسر چکسلواکی از جمله پايتخت آن، پراگ، را نيروهای زير فرمان کرملين سرخ اشغال کرده بودند
در برابر آنها مقاومتی نشد. چکها و اسلواکها نيک ميدانستند که در برابر اين خيل عظيم مهاجم مقاومت بيهوده است. سپيده که دميد، سراسر چکسلواکی از جمله پايتخت آن، پراگ، را نيروهای زير فرمان کرملين سرخ اشغال کرده بودند
راديو اروپای آزاد، در آن زمان در شهر مونيخ در آلمان مستقر بود.
گوينده راديو اروپای آزاد جهان و جهانيان را از آنچه ساعاتی پيشتر در جمهوری چکسلواکی گذشته بود اين چنين آگاه ساخت: «... روز گذشته، بيستم اوت ۱۹۶۸، نزديک ساعت يازده شب، ارتشهای شوری، لهستان، آلمان شرقی، مجارستان و بلغارستان از مرزهای جمهوری چکسلواکی گذشتند. اين کار بدون رضايت رييس جمهوری، رييس پارلمان، نخست وزير و آلکساندر دوبچک، دبير اول کميته مرکزی حزب کمونيست چکوسلواکی انجام گرفت.»
اين تهاجم به دورانی کوتاه از تجربه مردمسالاری در جمهوری چکسلواکی پايان داد.
به دوره ای که بهار سال ۱۹۶۸، بهار ۱۳۴۷، با انتصاب آلکساندر دوبچک به رهبری حزب کمونيست چکوسلواکی آغاز شده بود. بهاری که به زودی با نام بهار پراگ در تاريخ پيکار با استبداد و خودکامگی، پيکار با خفقان و سانسور، پيکار با تبعيض و پيکار با هر گونه نقض حقوق بشر جايی ويژه و درخشان يافت
مردم چکسلواکی ميخواستند و ميگفتند. بهار پراگ ابرهای وحشت از شکنجه، زندان، گلوله، شلاق و خنجر را از آسمان چکسلواکی تارانده بود، تحولی که لئونيد برژنف، رهبر اتحاد جماهير شوروی، رهبر جهان کمونيسم، آن را به هيچ روی بر نميتافت.
با جوانه زدن نونهال آزادی در بهار پراگ، نيروهای بلوک شرق، نيروهای عضو پيمان نظامی ورشو، از تيرماه سال ۱۳۴۷ در مرزهای چکسلواکی انبوه شدند
در کانون سياست اصلاحگرايانه آلکساندر دوبچک برنامه کاری جای داشت که در اوج بهار سی و نه سال پيش لگامهای سانسور بر قلم و گفتار و انديشه را سست کرد.
سست شدن اين لگامها فورانی از بيان نارضاييها را به همراه آورد. اين نارضاييها به خصوص در مقاله ای زير عنوان "دو هزار واژه" بازتاب يافت.
سست شدن اين لگامها فورانی از بيان نارضاييها را به همراه آورد. اين نارضاييها به خصوص در مقاله ای زير عنوان "دو هزار واژه" بازتاب يافت.
در اين مقاله تند و آتشين بسياری از سياستهای کمونيستی از جمله نقش اول حزب کمونيست چکسلواکی در رقم زدن سرنوشت مردم آن کشور به پرسش گرفته شده بود: «... ميخواهيم آزاد باشيم... ميخواهيم آزادانه بنويسيم، بی پروا از چشم و گوش حکومت استبدادی حرف دلمان را بزنيم.»
رهبران اصلاحگرای چکسلواکی به اخطارهای شوروی برای متوقف کردن اصلاحات سياسی، اقتصادی و اجتماعی بی اعتنا ماندند. لئونيد برژنف، رهبر کرملين، نگران از سرايت موج آزادی خواهی به ديگر اقمار شوروی و سرانجان به خود مسکو، در اوج درماندگی فرمان حمله به چکسلواکی را صادر کرد.
انبوهی نيروهای پيمان ورشو در اين حمله و برق آسا بودن آن برای چکسلواکی يکسره دور از انتظار بود. بسياری از چکها و اسلواکها بامداد روز پس از حمله نيروهای پيمان ورشو با پيچيدن غرش شنی يا زنجير چرخ تانکها در دل کوی و برزن بی هيچ اخطار قبلی از خواب پريدند.
انبوهی نيروهای پيمان ورشو در اين حمله و برق آسا بودن آن برای چکسلواکی يکسره دور از انتظار بود. بسياری از چکها و اسلواکها بامداد روز پس از حمله نيروهای پيمان ورشو با پيچيدن غرش شنی يا زنجير چرخ تانکها در دل کوی و برزن بی هيچ اخطار قبلی از خواب پريدند.
خود آلکساندر دوبچک، رهبر حزب کمونيست چکوسلواکی نيز مات و مبهوت گشته بود و ميگويند در آن زمان ناليد که باورش نميشود با او چنين کرده باشند.
يکی از آماج های اصلی اين شبيخون خاموش کردن صدای فرستنده راديويی چکسلواکی در قلب شهر تاريخی پراگ بود. اين صدا به زودی در حلقوم خفه شد اما خبرنگاران با ياری فرستنده های زير زمينی و مخفی، لگد مال شدن پراگ را زير چکمه سربازان بلوک شرق همچنان گزارش دادند.
يکی از آماج های اصلی اين شبيخون خاموش کردن صدای فرستنده راديويی چکسلواکی در قلب شهر تاريخی پراگ بود. اين صدا به زودی در حلقوم خفه شد اما خبرنگاران با ياری فرستنده های زير زمينی و مخفی، لگد مال شدن پراگ را زير چکمه سربازان بلوک شرق همچنان گزارش دادند.
بهار پراگ؛ سرچشمه انقلاب مخملی
اسلاوا وُلنی (Slava Volny) يکی از همين خبرنگاران حمله به ميدان اصلی پراگ، واتسلاوسکه نام يستی، ميدان واتسلاو يا ميدان ونسس لاس، را اين گونه زنده گزارش داد: "... يک ربع مانده به ساعت دوازده، صدای تيراندازی در واتسلاوسکه نام يستی شنيده ميشود. مردم به خيابانهای مجاور اين ميدان ميگريزند. يک آمبولانس به سرعت در اين ميدان پيش ميرود. از بالای همين ميدان يک تانک پيش ميآيد. سربازی مسلسل اين تانک را آتش ميکند
اسلاوا وُلنی (Slava Volny) يکی از همين خبرنگاران حمله به ميدان اصلی پراگ، واتسلاوسکه نام يستی، ميدان واتسلاو يا ميدان ونسس لاس، را اين گونه زنده گزارش داد: "... يک ربع مانده به ساعت دوازده، صدای تيراندازی در واتسلاوسکه نام يستی شنيده ميشود. مردم به خيابانهای مجاور اين ميدان ميگريزند. يک آمبولانس به سرعت در اين ميدان پيش ميرود. از بالای همين ميدان يک تانک پيش ميآيد. سربازی مسلسل اين تانک را آتش ميکند
".
آلکساندر دوبچک و ياران و همراهان اصلاحگرايش همان روز بازداشت شدند و سرانجام برای بازجويی به مسکو برده شدند. اندکی بعد به فرمان مسکو، گوستاو هوساک، سياستمدار انعطاف پذيرتر و گوش به فرمان تر بر کرسی دبير اولی کميته مرکزی حزب کمونيست چکسلواکی تکيه زد و جای الکساندر دوبچک را گرفت
.
در ماهها و سالهای پس از سرنگونی اصلاحگرايان، پاکسازی گسترده در ساختار حکومتی چکسلواکی به انتصاب چهره های وفادار به مسکو در مقامهای حساس و حتی اندکی حساس انجاميد. هزاران تن ديگر نيز در انظار عمومی ناپديد گشتند. دهها هزار چک و اسلواک خانه و کاشانه شان را رها کردند و به غربت سرد مهاجرت تن در دادند.
زمستانی که در پی بهار پراگ از راه رسيد بيست سال تمام به درازا کشيد اما تفرقه هايی ژرف در پيمان ورشو و نيز ميان اتحاد جمهوريهای شوروی سوسياليستی با چکسلواکی، به گمان مسکو يکی از پايدارترين متحدانش، را برای نخستين بار آفتابی کرد.
در ماهها و سالهای پس از سرنگونی اصلاحگرايان، پاکسازی گسترده در ساختار حکومتی چکسلواکی به انتصاب چهره های وفادار به مسکو در مقامهای حساس و حتی اندکی حساس انجاميد. هزاران تن ديگر نيز در انظار عمومی ناپديد گشتند. دهها هزار چک و اسلواک خانه و کاشانه شان را رها کردند و به غربت سرد مهاجرت تن در دادند.
زمستانی که در پی بهار پراگ از راه رسيد بيست سال تمام به درازا کشيد اما تفرقه هايی ژرف در پيمان ورشو و نيز ميان اتحاد جمهوريهای شوروی سوسياليستی با چکسلواکی، به گمان مسکو يکی از پايدارترين متحدانش، را برای نخستين بار آفتابی کرد.
زمستان پس از بهار پراگ همچنين ديوار اوهام درباره قدرت شوروی را در هم کوبيد و نقطه آغاز گسستن ارتباط حزبهای در آن زمان مقتدر کمونيستی اروپای غربی با کرملين شد.
به گفته کارل کاپلان، مورخ چک، تهاجم نيروهای بلوک شرق به زادگاه او روزگار تيره و تار و سرشار از ادبار مردم چکسلواکی و در نتيجه همانندهای آنان را در اروپای شرقی زير استيلای داس و چکش به گونه ای روشن و ملموس مجسم ساخت: «... تهاجم به چکسلواکی در سال ۱۹۶۸ و رويدادهای پس از آن نقش چشمگيری بازی کرد. بر اثر همين تحول بود که بسياری از مردم دنيا، بسياری از کسانی که به امور سياسی علاقه مند بودند و نيز بسياری از کسانی که به امور سياسی علاقه نداشتند در اروپای غربی و شرقی دريافتند که چکسلواکی چگونه کشوری بود.»
تهاجم نيروهای بلوک شرق به يکی از نزديکترين اعضای آن بلوک، تهاجم به چکسلواکی بيدفاع، هر گونه توهم غربيها در باره ثمرات بی مانند کمونيسم را يکسره از ميان برد اما در قبله گاه کمونيسم در کاخ کرملين مقر تزارهای سرخ اين توهم بيست ديگر بر جای ماند تا سرانجام ميخائيل گورباچف، آخرين تزار سرخ، با دادن نويد پايان جنگ سرد ميان غرب و شرق از بينش کمونيستی جديدی خبر داد که پيرو زور و خشونت نيست.
تهاجم نيروهای بلوک شرق به يکی از نزديکترين اعضای آن بلوک، تهاجم به چکسلواکی بيدفاع، هر گونه توهم غربيها در باره ثمرات بی مانند کمونيسم را يکسره از ميان برد اما در قبله گاه کمونيسم در کاخ کرملين مقر تزارهای سرخ اين توهم بيست ديگر بر جای ماند تا سرانجام ميخائيل گورباچف، آخرين تزار سرخ، با دادن نويد پايان جنگ سرد ميان غرب و شرق از بينش کمونيستی جديدی خبر داد که پيرو زور و خشونت نيست.
اما اين گفته های آشتی جويانه خداوندگار جهان کمونيسم بر دل سنگ خداوندگاری فرودست تر در همان جهان اثر نکرد. دو هفته پس از همين سخنان تاريخی نيکولای چائوشسکو، رهبر خود محور رومانی، ثابت کرد که گوش استبداد سنگين و جيوه اندود است. ثابت کرد که خودکامگان بی آن که خود بدانند خود قبر خويشتن را ميکنند.
بعضی حوادث، مثل یک زخم روی چهرهی یک ملت میماند و برای همیشه آزارش میدهد و دلش را به درد میآورد.
حلقه بزرگداشت جان باختگان در اسپانیا و آلمان
![]() |
| افزودن عنوان |
![]() |
| منظرهی ساختمان موزهی ملی پراگ. در روز حمله به پراگ، یکی از گلولههای تانکهای ارتش شوروی به این ساختمان زیبا اصابت کرد. امروز، برای یادآوری، یک تانک در برابر این ساختمان در پیادهروی خیابان قرار دارد که لولهاش را به سمت ساختمان نشانه رفتهاست. |
![]() |
| یادبود قربانیان حکومت کمونیستی بر روی ایوان موزه؛ با اسم، عکس و خلاصهای از زندگی. |
| مزار یکی از جان باختگان |
![]() |
| در تابلوی زیر مجسمه، تساوی ستارهی سرخ کمونیسم با صلیب شکستهی نازیها به چشم میخورد. پراگ زیبا، هردوی این کابوسهای قرن بیستم را پشت سر هم تجربه کردهاست. |
![]() |
| در سال 1969، در تظاهرات مردم پراگ علیه شورویها که سرکوب شد، یک دانشجو به نام یان پالاش، در اعتراض به حکومت کمونیستی در برابر ساختمان موزهی ملی خودسوزی کرد. محل شروع حرکت اعتراضی او به همراه مردم و محل خودسوزی او، با دو صلیب، یکی ایستاده و یکی خوابیده به روی زمین مشخص شده و به آن ادای احترام میشود. |
وقتی وارد ساختمان موزه میشوید، داستان تازه شروع میشود. کف زمین را از روزنامههای آن روزها پوشاندهاند و در و دیوار، داستان غمانگیز بهار پراگ را با جزئیات بازگو میکنند.
زندگی ملتها درست مثل زندگی یک آدم، لحظلت شیرین و تلخ دارد و در مجموع، همان طور که هرکس، با نگاهی به کل زندگیاش و تلخیها و شادیهایش، در مجموع خود را کامیاب و موفق یا ناکام و حسرتزده میبیند. ما ایرانیها از این زخمها فراوان داریم؛ و اصلاً تاریخ ما تاریخ حسرت است. بهار سال 1388، دردناکتر و سوزانندهتر از بهار پراگ بود. و جای خون 100 ها انسان آزادی خواه پس از کودتا 22 خرداد،و هزاران زندانی هنوز بر پیکر و یادمان هست.
ملتی که گذشتهی خود را از یاد ببرد، محکوم به تکرار آن است.گرد آوری شده از:جام جم،وبلاگ خورشیدک،رادیو فردا،ویکی پیدا،مجله لایف و منابع مرتبط انگلیسی زبان.




















هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر